رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

اولین پارک رفتن رادوین

1391/4/3 1:23
نویسنده : رومینا
280 بازدید
اشتراک گذاری

سلام  امید زندگی مامان بابا

دیشب خیلی نخوابیدی هر 30 دقیقه بیدار میشدی واقعا بی خوابی کشیدم پسرم.صبح هم ساعت 6 بیدار شدی حالا دیگه نوبت بابایی بود که نگه داره شما رو تا من یک کوچولو بخوابم ولی نشد که نشد. شب مامان جون ( مامان خودم) عمه  عموهام رو دعوت کرده بودو دخترعمه بابا جونت(بابایی من) از بندرعباس اومده بودن. خیلی دوست داشتن بودن. و من بردمت حموم تا سر حال بشی. با مامان جون رفتیم خرید که یکدفعه زنگ زدن گفتن ما ظهر میایم تند تند کارهارو کردیم و عصری شما رو بردیم پارک .ولی تو کالسکه ات بند نمیشدی این منو نگران میکنی.باید به کالسکه ات عادت کنی از صبح تا حالا جمعا فقط 2 ساعت بیدار بودی همش خوابیده بودی در عوض الان که 1 بامداد روز شنبه هست هنوز بیداری .رادوینم زود لالا کن اخه مامانی دیگه داره از بی خوابی غش میکنه.,ولی همه سختی اش رو من و بابایی به جون میخریم. اخه  هیچکس نمی دونه  که من و بابایی چقدر عاشقتیم تو همه زندگی من و بابا احسان هستی  تو این 20 روز که تو اومدی اون لبخندت اون سرفه هات اون گریه هات اون جیش کردنات اون شب بیداری ها   همه و همه رو دوست دارم پسرم تو خیلی نازی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)